با توجه به تبلیغات گسترده رسانه ها مبنی بر عدم استفاده از  محصولات فست فود، تصور می شود آینده این کسب و کار  مورد چالش قرار گرفته باشد.

با توجه به اینکه این سطح از تبلیغات گسترده که متاسفانه بدون کارشناسی و با بزرگ نمایی همراه شده است، اصلا به نفع صنعت فست فود نمی باشد، و  تاثیر رسانه های داخلی بر روی رفتار مصرف کنندگان ایرانی بسیار تاثیر گذار است، و شاید بهتر است بگوییم تاثیر انها گاها در بازه زمانی بلند تر نمود پیدا کند، صاحبان این مشاغل ناچار به تغییرات عمده ای در کسب و کار خود هستند.

البته برای تشریح شرایط موجود و نقدی بر این مهم شاید بتوان از فرهنگ تغذیه ای شایع در کشورمان مثالهایی زد که نشان دهنده تشابه محصولات فست فودهای فعلی با غذاهای سنتی باشد.برای مثال یکسان بودن نوع طبخ و مواد اولیه مصرفی در غذاهای سنتی و فست فود گواه این امر است.

برگر= کوبیده:هر دو ذغالی و تقریبا با ترکیب یکسان
مرغ سوخاری = مرغ سرخ شده : هر دو سرخ شدن عمیق

اما نکته ای که دارای اهمیت است، شاید این باشد که  تهدیدهای موجود کسب و کار بزرگ فست فود را به چالش کشیده است، ولی آنچه که مایه خرسندی است این است که  همیشه در دل تهدیدات، بزرگترین فرصت ها نهفته است. شاید بتوان با طراحی مدل منحصر به فردی در کسب و کار،  بتوان از فرصت های بیشماری در این عرصه بهره برد.

به طور مثال فست فودها و رستوران های هلسی می تواند در آینده نزدیک راه گشای این مساله باشد، از عواملی که می تواند به رواج این رستورانها کمک نماید، بالا رفتن میانگین سن جامعه می باشد. رستورانهای با محیط گرم و آرام به همراه سرویس های لوکس با نورپردازی های ملایم و موسیقی مناسب می تواند اینده روشنی داشته باشد.

البته غذای سالم دارای تعاریف و ویژگی های خاص خود می باشد، که می تواند منطبق با هرم تغذیه ای ( هرم تغذیه ای جدولی است برای نشان دادن گروه های غذایی که باید مصرف شوند و چگومگی نسبت انها به یکدیگر)  طراحی شده باشد، که در هرم تغذیه ای می توان به نان وغلات به عنوان قاعده هرم و  چربی و شیرنی به عنوان راس آن اشاره نمود.البته اگر بخواهیم به صورت گذرا به این موارد اشاره کنیم، گروه نان و غلات  ۶ تا ١١ واحد، گروه سبزیجات ٣ تا ۵ واحد، گروه میوه ٢ تا ۴ واحد، گروه گوشت و پروتئین ٢ تا ٣ واحد، گروه لبنیات ٢ تا ٣ واحد و در نهایت گروه چربی، شکر و نمک که هر چه کمتر مصرف شود بهتر است.